صفت مشبهه-اسم مبالغه- اسم تفضیل

كته ي مهم : به ياد داشته باشيم كه زمان و مكان دو جزء جدا ناشدني از فعل هستند و زندگي بدون وجود « زمان » و « مكان » قابل تصور نيست ، به همين دليل در عربي كلمات خاصي براي « زمان و مكان » وضع شده است و شما بايد با اين كلمات و وزن آنها آشنا شويد.

 كليد تشخيص اسم زمان و مكان ( مَفْعَل و مَفْعِل ) است.

۴) صفت مشبهه

۴) صفت مشبهه : يكي ديگر از اقسام اسم هاي مشتق « صفت مشبهه » مي باشد و صفت مشبهه در عربي معادل با صفت مطلق يا ساده در فارسي است ، مثل كلمات : خوب ، زيبا ، شجاع ة مهربان ، تشنه  و . . .

 سوال1 : چگونه صفت مشبهه را بشناسيم؟

   خوشبختانه راه آسان است ، چون صفت هاي مشبهه داراي اوزان مشخصي هستند و با آن وزن ها مي توانيم صفت هاي مشبهه را بشناسيم ؛ يكي ديگر از راه هاي شناخت صفات مشبهه دانستن معني كلمات است.

مهم ترين وزن هاي «  صفت مشبهه » عبارتند از:

       1-  فَعيل :  شَريف ، كريم ، لطيف ،

       2-  فَعْل  : صَعْب ، سَهْل ، خَصْم ،

       3-  فَعِل : خَشِن ، فَرِح ، حَذِر ( بيمناك ) ، كَسِل (تنبل )

       ۴- فَعْلان : جَوْعان ( گرسنه ) ، عَطشان ( تشنه ) ، غَضْبان ( عصباني ) 

صفت هاي مطلق  ( ساده ) در فارسي ، اغلب در زبان عربي  ( صفت مشبهه ) هستند. 

توجه داشته باشيد كه:

1- ملاك اصلي براي تشخيص صفت مشبهه معناي كلمات است . ( صفت مشبهه دربردارنده ي صفتي پايدار و دائمي است كه به آن دلالت مي كند ، مثل : كَريم ( بخشنده ) ،  غَنّي ( بي نياز ) و . . .

2- در قواعد كتاب به صفت هاي مشبهه كه برعيب و رنگ دلالت مي كنند ، اشاره اي نشده است و ما هم از آوردن آنها ، خودداري مي كنيم.

5) اسم مبالغه

تعريف اسم مبالغه :  يكي ديگر از اقسام اسم هاي مشتق« اسم مبالغه » است و اين اسم بر كثرت و فراواني صفتي در شخصي يا چيزي و يا در خداوند بزرگ  دلالت مي كند ، مثل : غَفوُر( بسيار بخشنده ) ، كذّاب ( بسيار دروغ گو )

سوال2 : چگونه اسم مبالغه را بشناسيم؟

    راه شناخت اين گونه اسم ها آسان است ، چون مانند صفت هاي مشبهه داراي اوزان معيني هستند . كه وقتي آن وزن ها را ياد بگيريم ، مي توانيم اسم هاي مبالغه را تشخيص دهيم ؛ فراموش نكنيم كه يادگيري معاني كلمات هم كمك فرواني به ما در تشخيص اسم هاي مشتق ، مي نمايند.  

 مهم ترين وزن هاي « اسم مبالغه » عبارتند از:

       1- فَعّال : سَـتّار ، كَـذّاب ، غَـفّار، جَـبّار

       2- فَعول : رَؤُوف ، غَـفوُر، صَدوُق

       3- فَعّالة : عَلّامَـة ، فَـهّامَـة ، كَذّابـة ، اَمّارَ ة ، لَـوّامَـة

       4- فَعيل : قَدير ، حَكيم ، حَميد ، شَهيد  ( قادر ، حاكم ، حامد ، شاهد ) ساخته مي شود .

نكته ي بسيار مهم : در صفت مشبهه و اسم مبالغه  وزن ( فَعيل ) وجود دارد ، براي تشخيص اين وزن كه صفت مشبهه است و يا اسم مبالغه بدين صورت عمل مي كنيم : اگر از وزن فعيلي كه آمده است توانستيم اسم فاعل بسازيم آن وزن فعيل ، اسم مبالغه مي باشد وگر نه صفت مشبهه است .   

 نكته مهم  :

1- در عربي معمولاً شغل ها بر وزن « فَعّال » مي آيند ، مانند : بَقّال ، قَصّاب ، عَطّار  بزّاز و . . .

2- نشانه ي تاي گرد در وزن « فَعّالة » بر مؤنث دلالت نمي كند ، بلكه به كثرت و زيادي صفت دلالت دارد ، مانند :  عَلّامة :  بسيار داننده  ، كَذّابة : بسيار دروغگو

3- صفت مشبهه و اسم مبالغه شباهتشان اين است كه هر دو به عنوان صفت به كار مي روند ، صفت مشبهه حالت پايدار و دائمي دارد ولي اسم مبالغه به زياد بودن يك صفت در انسان يا بسيار پرداختن بدان ، دلالت مي كند ؛ مانند : صفت مشبهه = خَشِن (خشمناك) ، شَريف ( انسان باشرف )

اسم مبالغه  = سَتّار ( بسيار پوشاننده ) ، علّامة ( انسان بسيار دانا ) ، « أمّارة »  ( بسيار امر كننده )

4 - اسم هاي مبالغه ي زير معمولا در زبان فارسي به كار مي روند . غفّار ، ستّار ، كذّاب ، قصّاب ، عطّار ، بقّال ، حسّاس  و . . .

۵) اسم تفضيل : يكي ديگر از اقسام اسم هاي مشتق ، « اسم تفضيل » است ، اسم تفضيل بر كمتر يا بيشتر بودن صفتي در فردي يا شيئي نسبت به ديگري ، دلالت مي كند.

سوال :  آيا ياد گيري « اسم تفضيل » آسان است؟

   بله ، اسم تفضيل داراي وزن مشخصي است و يادگيري آن آسان است؛ اسم تفضيل در مذكر بر وزن  « أفْعَل » و در مؤنث بر وزن  «  فُعْلَي » مي آيد ، اَكْبر ، كُبْري - اَصْغَر ، صُغْري - اَحْسَن ، حُسْنَي .

نكته هاي مهم : بايد بدانيم كه:

1- در زبان فارسي نيز صفت تفضيلي داريم و نشانه ي آن « تر » است ، مثل : زرنگ تر ، با هوش تر ، زيباتر و . . .

2-  وجود حرف « مِنْ = از » پس از وزن « أفْعَل » دليلي بر اسم تفصيل بودن كلمه است ، مانند :

      هُـــــوَ       اَكْـبَرُ  مِـنْ  اَخي  ( او از برادرم بزرگ تر است)  سَــعيدٌ   اجْـمَـــلَ مِنْ  حَميدٍ

       اسم مذكر      اسم تفضيل مذكر                                                         اسم مذكر    اسم تفضيل مذكر

     هِـــــيَ    كُبري مِـنْ مريَمَ    (  او بزرگ تر از مريم است)   مريَـــمَ     جُــملي مِـنْ  حَميدٍ

   اسم مونث   اسم تفضيل مونث                                                                 اسم مونث    اسم تفضيل مونث  

3- همانطور كه بيان كرديم، صفت تفضيلي براي مقايسه فرد يا چيزي با فرد يا چيز ديگر و يا گروهي با گروهي ديگر ، به كار مي رود.

هذهِ الْوِرْدَةُ جُـمْلي مِنْ تِلْكَ الْوِرْدَةِ .       ( اين گل از آن گل زيبا تر است )

اگر اسم تفضيل در عربي بدون ( مِنْ ) بيايد آن را به صورت صفت عالي  ( ترين ) معني مي كنيم . مانند : اَعظَمُ دَرَجَةٍ  =  بزرگ ترين درجه

 

جامدومشتق

جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.»

مصدر بر سه قسم تقسیم می گردد . 1- مصدر مجرد ، 2- مصدر مزید ، 3- مصدر میمی .

مصدر عبارت از اسمیست که به حالت یا کاری بدون زمان دلالت می کند مانند : حُسْنٌ .

اسم فاعل اسمیست که از فعل گرفته می شود و بر کسی یا چیزی که فعل از آن صادر می شود دلالت دارد مانند : کاتب «نویسنده».

اسم فاعل از فعل ثلاثی مجرد بر وزن فاعل می آید مانند : شاکر – شکر کننده.

و در غیر ثلاثی مجرد بر وزن مضارع معلوم با تبدیل نمودن حرف مضارع به میم مضموم و مکسور ساختن ما قبل آخر آن مانند : مُکْرِم – اکرام کننده .

اسم فاعل از ثلاثی مجرد بر وزن «فاعل» ساخته می شود و در غیر ثلاثی مجرد و مزید و رباعی مجرد به جای حرف مضارعه در اولین صیغه ی فعل مضارع و میم مضموم قرار می گیرد و در حرکت عین الفعل مکسور می شود.

اسم مفعول، عبارت است از صیغه ای که بر آنچه فعل بر آن واقع شده دلالت می نماید ، مانند «مکسور – شکسته شده ». و از فعل ثلاثی مجرد بر وزن «مَفْعُول» می آید، مانند «مَنْصُور» و از غیر ثلاثی مجرد بر وزن فعل مضارع مجهول با تبدیل نمودن حرف مضارع به میم مضموم بنا می شود، مانند: «مُکَرَّم» که از فعل مضارع مجهول یُكَرَّمُ گرفته شده است.

اسم مفعول تنها از فعل متعدی ساخته می شود که یا به نفسه متعدی است مانند مُستَخرَج یا بواسطه ی حرف جر متعدی شده مانند «مَغضُوبٌ عَلَیْهِ » .

اسم مکان و زمان از جمله مشتقها هستند یعنی از مصدر یا فعل گرفته می شوند.

اسم زمان اسمی است که بر زمان وقوع فعل دلالت می کند و مانند : «مَوْعِد – زمان وعده»

اسم مکان اسمی است که به مکان وقوع فعل دلالت می کند ، مانند : « مَعْبَد – پرستشگاه ».

اسم زمان و مکان از فعل ثلاثی مجرد در صورتیکه معتل الفاء بوده یا مضارع آن مکسور العین باشد ، بر وزن مَفعِل می آید مانند: (مَوْضِع، مجلس) و در غیر اینصورت بر وزن مَفْعَل می آید.

مانند : « مَشْهَد - جای شهود یا شهادت» - «مَنظَر - منظر گاه»

در فعل ثلاثی مزید ، اسم مکان هموزن اسم مفعول است مانند : مُخْتَبَر «آزمایشگاه » .

صفت مشبهه عبارت از صفتی است که از فعل لازم مشتق می شود و بر ثبوت دلالت می کند ، مانند : حَسَنٌ « زیبا » ، کریمٌ « بزرگوار ».

اسم مبالغه : اوزان مبالغه صفاتی است که صیغه ی اسم فاعلند و بر زیادتی صفت در موصوف دلالت می کنند و جز از ثلاثی ساخته نمی شود، هرگاه بخواهند نشان دهند صفتی بیش از حد در موصوف وجود دارد این صیغه را به کار می برند مانند «حاسد».

اوزان آن عبارتند از : فعّال ، مانند «ضرّاب» ، فعّالة مانند : «علّامة » مِفْعال مانند «مِقْدام » ، فِعّیل مانند «میّدین» ، مِفعیل ، مانند : «مِعْطیر» - فُعلَة ، سبان : « صُحْكَة » فَعِل ، مانند «حَزِر» فَعیل ، مانند « رَحیم »، فَعول مانند «کَذوب» فُعّال ، مانند : «کُبّار» - فاعُول مانند : «فاروق»، فاعلة مانند «راویَة » فَعُولة مانند «فروقَه » مِفعالة مانند «مِجْداقة» مِفْعَل مانند «مَحْرَب» فَیعُول مانند «قَیّوم».

اسم تفضیل از ثلاثی مجرد بر وزن «أَفْعلَ» و در مؤنث بر وزن ساخته می شود مانند حُسْنَی ، عُظْمَی .

فعل تفضیل عبارت است از صیغه ای که به وصف چیزی با زیادتی به غیر آن دلالت می نماید. مانند یُوسفُ اکبرُ منِ یُونسَ . یوسف از یونس بزرگتر است.

اسم تفضیل از فعلی بنا شود که ثلاثی و متصرف و معلوم و تام و قابل تفاضل باشد. و بر رنگ و عیب یا زینت و زیور دلالت نکند.

نکته :

هر گاه صفت مطلق از افعالی باشد که به رنگ یا عیب و زیور و زینت دلالت داشته باشد و بر وزن أَفْعل نباشد، در اینصورت اشکالی ندارد که صفت تفضیلی آن بر این وزن «أَفْعل» استوار گردد . مانند : « هذا أَقْبَحُ مِن ذاکَ و أشنَعُ فیهُ» چه آنکه صفت مطلق آنها « قبیحٌ و شنیعٌ » است.

اسم آلت : اسمی است که وسیله ی انجام فعل است مانند «مفتاح – کلید».

اسم آلت از فعل ثلاثی مجرد متعدی ساخته می شود 3 وزن دارد.

  1. مِفْعَل : مانند : مِبْضَع – نیشتر
  2. مِفعال : مانند : مِقراض – قیچی
  3. مِفعَلة : مانند: مِزمَلَة – بند کوچک آهنی